محمد كاظم بن محمد تبريزي
40
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
نيست . صاحب تاريخ حشرى مرقد منور او را در قريهء شادباد نوشته و بعضى از اهل تواريخ وى را سپهسالار دانند . اين روايت ضعيف است از جهت آنكه آن بزرگوار در مرتبهء ثانى يعنى بعد از شهادت اسامه ، عمرو بن خطاب پسر خود عبد الله را امير جيش نموده روانهء آذربايجان نمود و جناب فرقد هم در آن سفر حضور داشت . به شهادت رسيده در آن مزار فيض آثار مدفون شده . بسيارى از صحابهء كبار و تابعين در آن زمين خلدآئين آسودهاند . بعضى عدد ايشان را ششصد تن دانستهاند . و الله اعلم بالصواب . رحمة الله عليه . در احوالات على بن مالك اشتر « 1 » آن بزرگوار مثل پدر عالىمقدار ، فدوى خاندان رسول مختار و سيد ابرار بود . هميشه از محبت ولايت الله و مودت آيتالله سرمست و سرشار بود . در مرتبهء ثانى كه جناب محمد حنفيه به اذن پدر بزرگوار در جيش عبد الله بن عمر روانهء ايران شد على بن مالك هم در آن سفر صاحب لواى سهم جيوش جناب محمد حنفيه بود . در حوالى خسرو شاه شهادت يافته در كوه ميشاب مدفون گرديد . آن حضرت به « على علمدار » در اين ديار شهرت دارد . رحمة الله عليه . از قرارى كه از كتاب اصحاب معلوم مىشود آن بزرگوار از تابعين است نه از اصحاب . گويا به شرف حضور حضرت ختمى مآب نرسيده بلكه بعد از وفات رسول خدا به مدينه آمده . و الله اعلم . در بيان احوالات امية بن عمرو بن اميه - عليه الرحمة و الرضوان « 2 » - بعض از تواريخ ، او را صحابه مىنمايد . بعض اهل اين فن از تابعين شمرده ، گويا از اصحاب بوده باشد زيرا پدر اين بزرگوار از اهل صفهء رسول اكرم بود و آن حضرت او را
--> ( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 23 . ( 2 ) . روضة الاطهار ، ص 25 .